ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

137

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

آنگاه در ماه رمضان همان سال بيهق را بگشود . مردم بيهق كه بر او عصيان كرده بودند ، بناچار سر بر خط فرمان او نهادند . در اين ايام خاقان محمود بن محمد كه با غزان همراه بود نزد او رسول فرستاد و نيشابور و طوس و اعمال آن را به او واگذار كرد و دست اتفاق به او داد و ميان او و غز نيز صلح برقرار شد و سراسر بلاد از فتنه و آشوب برست . نبرد ميان لشكر خوارزمشاه و تركان برزى اين تركان يكى از شعوب ترك در خراسان بودند و اميرشان يغمر [ 1 ] خان بن اودك [ 2 ] بود . جمعى از سپاهيان خوارزم بر ايشان حمله آوردند و كشتارشان كردند . يغمر [ 1 ] خان با اندكى از ياران خود از معركه جان به در برد و نزد خاقان محمود بن محمد و غزان ، به خراسان رفت و از آنها يارى طلبيد . او مىپنداشت اختيار الدين ايتاق خوارزميان را عليه او شورانيده است . غزان از راه نسا و باورد ، همراه او در حركت آمدند و آهنگ ايتاق كردند . چون ايتاق را يارى پايدارى در برابر ايشان نبود از پادشاه مازندران يارى طلبيد . او نيز با لشكرى به ياريش آمد . جمعى از كردان و ديلم و تركمانان نيز با او موافقت كردند و با غزان و برزيان جنگيدند . اين جنگها در نواحى دهستان واقع شد و آنان پنج بار از شاه مازندران شكست خوردند . ايتاق در ميمنهء لشكر بود . تركان غز چون از شكست قلب سپاه كه شاه مازندران ايستاده بود نوميد شدند به ميمنه حمله كردند ايتاق منهزم شد و بسيارى از لشكرش طعمهء تيغ گرديد . شاه مازندران به سارى رفت و ايتاق به خوارزم [ 3 ] . لشكر غز به دهستان راند و آنجا را غارت كرد و ويران نمود . اين واقعه در سال 556 اتفاق افتاد . همچنين جرجان را نيز ويران كردند و مردمش در شهرهاى ديگر پراكنده شدند . در ماه شعبان همان سال ميان ايتاق و بقراتكين كه بر اعمال جوين [ 4 ] غلبه يافته بود ، نبردى درگرفت . بقراتكين صاحب مال و نعمت بسيار بود . بقراتكين از برابر او بگريخت و به مؤيد پيوست و در زمرهء ياران او درآمد . ايتاق نيز ديگر اموال او و بلاد آن نواحى را تاراج كرد و بدان اموال نيرومند شد . وفات ملكشاه بن محمود گفتيم كه ملكشاه بن سلطان محمود بن محمد بن ملكشاه بن الب ارسلان بعد از برادر خود سلطان محمد از خوزستان به اصفهان آمد . شملهء تركمانى و دكلا صاحب فارس نيز با او بودند . ابن خجندى رئيس اصفهان و ديگر مردم شهر به اطاعت او در آمدند و اموالى بر او گرد آمد . ملكشاه به نزد دولتمردان اصفهان رسول فرستاد و آنان را به فرمان خود فراخواند .

--> [ ( 1 ) ] متن : بقراخان . [ ( 2 ) ] متن : داود . [ ( 3 ) ] متن : شهرزور . [ ( 4 ) ] متن : قزوين .